تبليغاتX
خبرنگار طناز !

خبرنگار طناز !

اخبار کاملاااااااااً جددی!!!

توبه

دیگه احمدی نژادی نیستم.......
+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 19:27  توسط خبرنگار طناز!  | 

برای برادرانم در بحرین....

یا لیتنا کنا معکم....



هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله....


سید حمیدرضا برقعی.....


باز از بام جهان، بانگ اذان لبريز است
مثنوي بار دگر از هيجان لبريز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است
ساحل خفته پر از لؤلؤ و مرجان شده است

دشمن از وادي قرآن و نماز آمده است
لشكر ابرهه از سوي حجاز آمده است

با شماييم شمايي كه فقط شيطاني است
(دين اسلام نه اسلام ابوسفياني است)

با شماييم كه خود را خبري مي‌دانيد
و زمين را همه ارث پدري مي‌دانيد

با شماييم كه در آتش خود دود شديد
فخر كرديد كه هم‏كاسه‏ی نمرود شديد

گردباد آتش صحراست بترسيد از آن
آه اين طايفه گيراست بترسيد از آن

هان! بترسيد كه دريا به خروش آمده است
خون اين طايفه اين بار به جوش آمده است

صبر اين طايفه وقتي كه به سر مي‌آيد
ديگر از خرد و كلان ، معجزه بر مي‌آيد

سنگ اين قوم كه سجيل شود مي‌فهميد
آسمان غرق ابابيل شود مي‌فهميد

پاسخت مي‌دهد اين طايفه با خون اينك
ذوالفقاري زنيام آمده بيرون اينك

هان! بخوانيد كه خاقاني از اين خط گفته است
شعر ايوان مدائن به نصيحت گفته است

هان بترسيد كه اين لشكر بسم الله است
هان بترسيد كه طوفان طبس در راه است

يا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه كنيم؟
روز خوش بي تو نديديم به عالم ، چه كنيم؟

پاسخ آينه‌ها بي تو دمادم سنگ است
يا محمد(ص)! دل اين قوم برايت تنگ است

بانگ هيهات حسيني است رسيدست ز راه
هر كه دارد هوس كرب و بلا ، بسم الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 1:13  توسط خبرنگار طناز!  | 

واقعا که کارش درسته !

 

اوس نادر رو میگم.

 

نمیدونم چرا بعضیا رو ندیده دوسشون دارم.....آخه هم خالصانه کار میکنن هم با تدبیر.....هم اینکه >>> باحالن دیگه!!!!

باور کنین وقت ندارم سرم رو بخارونم ولی اینقدر ندیده ارادتمند این آقا نادرم که نتونستم این مطلب رو که در یک وبلاگ توپ دیدم براتون گزارش نکنم:

 

بنقل از وبلاگ عمار:

 

سلام


نادر طالب زاده پسر ِ...

سرهنگ نه...

سرتیپ نه...

سرلشگر نه...

اصلا ارتشبد منصور طالب زاده دوستت دارم.

تو را به خاطر خود ِ خودت دوست دارم...

فقط و فقط به خاطر حمایت تو از اصل 110 قانون اساسی!

ما نفهم نشده ایم و به خوبی می فهمیم که علت این خصومت ها فقط و فقط به خاطر تلاشهای تو برای انقلاب است...

بگذار سایت آقا زاده ی معلوم الحال به خیالش تو را تخریب کند مهم نیست ،مهم این است که حسین بهزاد رگ گردنش به خاطر توهین به تو باد می کند ،مهم این است سعید قاسمی تو را دوست دارد...

قلم بهزاد ما را ،رهبر ما تحسین می کند و بهزاد تو را...

سایت مجهول الحال را چه کسی تحسین می کند؟ که او تو را تخریب کند!؟

طالب زاده مهم این است که فیلم هایت خاری در چشم مدعیان است ،از همان روز اولی که برنامه ات شروع شد انتظار داشتم که از صحنه به درت کنند چون خوب کار می کردی...

رازت تو را به بیمارستان کشاند ولی به خاطر رازت از بیمارستان می آمدی...!

برنامه ات در شبکه که نه در قلب ها جا افتاد ،هنوز خاطره ی رازت در دلهاست...

در این صدای و سیمای عجیب و غریب که شاید سرزمین عجایب آلیس است برنامه ی تو بود که امید ما بود ،تو مجری ای بودی که در این وانفسا باعث امید ما بودی و هستی...


مهم این است که حاتمی کیا تو را محرم می داند برای صحبت های مگویش...

خیلی ها با شیوه ها متحجرانه می خواهند قلم تو را بشکنند ،کسانی که فریاد آزادی های بیانشان گوش فلک رو کر کرده است.
مردم دوستت دارند همین!


من هم یکی از مردم....


پ.ن.1:با فرضیه بالاتر از سیاسی رنگی نیست نوشتم!
اصلا پدر طالب زاده همونی که اونا گفتن...(در حالی که همه ی حقیقت رو نگفتند!) باز هم ما طالب زاده را دوست داریم...

پ.ن.2: 22 بهمن خوبی بود دوست داشتم در مورد 22 بهمن بنویسم ولی دیدم این مهم تره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 15:1  توسط خبرنگار طناز!  | 

قسم حضرت عباس!!!!!!

 یه سئوال جدیدا برام پیش اومده که کلی مغزم بهش درگیره!!!

آیا قسم حضرت عباس معتبر تر است .....

یا ......

دمب خروس!

خواهشا مسخره نکن....

مگه خودت خواهر مادر نداری؟!

بالاخره اینم یه سئواله؟

مگه مردم حق سئوال کردن ندارن؟

ولک چته چرا فحش میدی؟.....

بالاخره دانستن حق ماست.

اونوقت میگین تو این مملکت دموکراسی هست؟..........نه نیستتتتتتتتتتتتت؟

اما سئوال من: آیا کسی که شعار نه غزه، نه لبنان، نه فلسطین، نه ....، حتی نه همین شیلنگ آباد خودمون! فقط جانم فدای شمیرون را می دهد؟

بگو خوب!.....

خوب!

دلش واسه مصریا خیلی سوخته؟ یا می سوزه ؟ یا خواهد سوخت؟

به بهترین نظرات داده شده در این وبلاگ 10 عدد کمک هزینه خرید دمب خروس!!! هدیه می گردد.

قربون همه بروبچ....

بوس!  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 22:56  توسط خبرنگار طناز!  | 

چاکرتیم به مولا!!!!!!!!




از سایت فخیمه کلاغ پرس
+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 12:33  توسط خبرنگار طناز!  | 

خواهش اکید !!!!! از سران فتنه عزیز+ غربی های محترم!

نامه 1

سران محترم فتنه

با سلام و احترام

خواهشمند است بدلیل مشغله کاری اینجانب و همچنین تلاش جهت دستیابی به کارشناسی عزیز! ارشد، از گفتن هرگونه چرت و پرت فخیمه ، دادن بیانیه های سریالی، اعتصاب ، و حتی خواهشا اظهار نظر! خودداری فرمایید، زیرا فرصت پاسخگویی ندارم.

با تشکر

بوس!

خبرنگار طناز!


نامه 2

خدمت ریاست محترم جمهوری شیطان بزرگ، نخست وزیر انگلیس و کشورهای غربی

با سلام و احترام

خواهشمند است تا اردیبهشت سال آینده ازهرگونه توطئه دسیسه ، دغل بازی، صدور قطعنامه و سایر اقداماتی که نیاز به وبلاگ نویسی اینجانب داشته باشد اکیدا خودداری فرمایید

تنکیو وری بوس!

خبرنگار طناز!


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 12:19  توسط خبرنگار طناز!  | 

نیمچه پست!

این یک پست مستقل بحساب نمیاد ولی بالاخره یه صحبتیه که داخل دلمه دیگه......اینجا هم چی.......؟ وبلاگم..

پس می خوام بگم : اوس محمود دمت گرم ..!

 تو خونشون ناک اوتشون کردی....

و چون من آدم روشنفکری هستم..... اینطوری میگم:

مستر احمدی نژاد سیاست خارجیت PERFECT ه!

قربونت

 بوس (این مخصوص مستر پرزیدنت خودمون بید)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 0:30  توسط خبرنگار طناز!  | 

امر به معروف و نهی از منکر! تو روز روشن! .....یاللعجب

 تذکر به یکی از مسئولین جامعه اسلامی!.....امر به معروف و نهی از منکر! اونهم الان و در این برهه! حساس از تاریخ کشور!....عجب آدم مصلحت نشناسیم من.....یاللعجب

اول چند سئوال اساسی می پرسم ببینم اصلا کجایید؟ایشالله که اینجوری نیستید؟!

چند روزیه که ذهنم خیلی مشغول یه مطلب شده.امر به معروف و نهی از منکر.

آیا....

آیا امر به معروف و نهی از منکر فقط برای مردمه یا برای مسئولین هم هست؟!

آیا میشود به روحانیت معزز  هم تذکری داد؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر را برای رهبر و مسئولین  جامعه مسلمین هم میشه بکار برد یا فقط برای رعیت است؟

آیا اساسا ما می توانیم به خودمان این حق را بدهیم که به رهبر جامعه اسلامی و مسئولان تذکر بدهیم یا ... وظیفه شرعی داریم ؟

و ....

چرا....

چرا ما فقط فکر میکنیم وقتی اسم امر به معروف و نهی از منکر میاد باید تنها(دقت کنید تنها!) باید به موی دخترها گیر بدهیم ؟

چرا ما فقط وقتی امر به معروف و نهی از منکر به دیگری میشود حال! میکنیم و وقتی به یک خودی می شود جبهه می گیریم؟

چرا ما یک سوزن به خودمان نمیزنیم که بعدا به دیگران بتوانیم چند صد! جوالدوز بزنیم؟

چرا ما جرات نداریم ....یا بعبارت دیگر حیا می کنیم! که به بعضی از بزرگان تذکر بدهیم؟(1-نتیجه این عمل را در آخر همین پست بخوانید...)

جواب اینها رو حضرت علی (ع) داده: نظر شما رو به قسمتی از بیاناتشون که برای داخل کتابهای تو کتابخونس!(لابد دیگه!) جلب میکنم:

.....و أما حق‌ من‌ بر شما آن‌ است‌ كه‌ در پيمان‌ خود نسبت‌ به‌ ولي‌ امر وفادار باشيد، و در كاستيها و ناهمگونيها كه‌ أحياناً‌ پيش‌ مي‌آيد، خالصانه‌ پيش‌قدم‌ شويد، در حضور و غياب‌ دولتمردان‌ در رفع‌ و تذكر دادن‌ به‌ مسؤ‌ولين‌ مربوط‌ بكوشيد. و دستورات‌ صادره‌ را در تمامي‌ ابعاد سياستگذاري‌ دولت، با جان‌ و دل‌ پذيرا باشيد. و هرگاه‌ - در پيش‌آمدها - فرا خوانده‌ شويد، بي‌درنگ‌ اجابت‌ كنيد.

1-نتیجه این عمل میشه آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده و اعوان و انصار محترم و جلی شون!. همچنین پسرآقای واعظ طبسی، همینطور دسته گلهای آقای کروبی ، همینطور پسرهای نازنازی آقای....... والی ماشا الله ......

بگذریم....

زخم دلم از اونجا باز  شد که چند وقت پیش رفتم عروسی یکی از نزدیکان درجه اول امام جمعه محترم اهواز .....آیت الله موسوی جزایری......

ادامه ماجرا را هم حدس بزنید(البته می دونم که همتون میدونید ولی.....!) هم منتظر بمونید تا برای پست بعد براتون بگم...

 

خواهشا راجع به موضوع نظر بدهید...... اگه نکامنتید!!!!! ادامه نمیدم....هااااا.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 23:53  توسط خبرنگار طناز!  | 

از سر ترس! و ....

در ادامه پست قبلی و در راستای کامنتی که باجناق عزیزتر از جانم برایم گذاشته اند! اینجانب با احترام، اعلام انزجار خود را از مطلب قبلی که خطاب به همریش محترم و محبوبمان آقا مصطفی نوشته بودم اعلام داشته و با احترام اعتراف می کنم که:

باجناق فامیل میشود.......!

بوس!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 0:0  توسط خبرنگار طناز!  | 

ولگردان! ....اهههههم ببخشید!!!! وبلاگداران اهوازی

دو سه روز پیش که یه سرکی به وبلاگم زدم یه پیغام خصوصی توجهم رو جلب کرد قنوت بود که برام یه قافیه گذاشته بود یا بالعکس!....البته قبلش آمصطفی ...باجناقم رو میگم.... یه مسیج برام پرت کرده بود که اسم وبلاگت چیه ؟ راستش یکم مشکوک شدم آمصطفی؟!.....وبلاگ؟!......با خودم گفتم بدبخت شدم....لو رفتم.

برای همین تصمیم گرفتم برای خنثی کردن کلیه توطئه های ایشان و به جهت ثابت کردن اینکه

ما در خط حاج آقا هستیم

به توصیه های

العبد الموید،

سیدنا الامجد،

حبیب قلوبنا

و رفیق وجودنا

السید محمد مهدی (ع) خلف صالح حاج آقا (ص)(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!) که با 3 یا 4 پله مستقیما! به امام زمان (عج) متصلند،

عمل نموده (البته با توجه به محدودیتهای ذکر شده خصوصی بین این بنده حقیر و ایشان..) و به جمع وبلاگ نویسان اهوازی بپیوندیم!

(پاچه خواری رو حال کردی......دیگه مرد می خواد رابطه ما رو خراب کنه!!!!)  

تازه از امروز هم میخوام در راستای منویات ایشون یکی یکی وبلاگها رو معرفی کنم!

البته اینم بگم مطالبی رو گزارش می کنم که در راستای عقل ناقص بنده باشه! پس وبلاگ دارهای محترم توجه کنید چطور بنویسید......

گفته باشم که بعدا نگید نگفتید! جای گله هم نباشه!

فقط یه استثنا داره!

اونم سیدنا محمد مهدی و ابهم و بعلهم!(ببخشید!) و بنیهم!است که هرچی بگه سمعا و بصرا و کرامتا و مزیدا... ان تصلی علی .......ببخشید! قاطی کردم!.....

(فقط سید مصطفی بخواند...شرعا جایز نیستید این مطلب داخل پرانتز را بخوانید..... دیگه رابطه در حد چسب دوقلو و بل هم اضل شد ...!ههههههههه این خنده شیطانی بید!)


اینم اولیش:



همیشه دوست داشتم جواب چرت و پرتهای این درخت!(شجریان) رو بدم.نمیدونم مصاحبه اش رو با بی بی سی دیدید یا نه....رو هاردم دارمش و اگه کسی خواست بگه فایلش رو بهش میدم تا اینکه در وبلاگ زیر یه چیز دیدم که بنظرم همونه که من میخواستم . واقعا ارزش بیشتر از اون رو هم نداره. 

به نقل از وبلاگ عاتکه:

پاسخي به اوس! شجريان

«پای در زنجیر نزد دوستان/ به که با بیگانگان در بوستان.»

استاد سعدی



اینهم شعرخواندني اميرعاملي پيرامون شجريان که از سایت مردم۸۸  گرفته ام:


فارس: امير عاملي، شاعر و خوشنويس متعهد كشورمان در پاسخ به جنجال‌هاي اخير پيرامون پخش دعاي ربناي شجريان شعري سروده و به طور اختصاصي براي خبرگزاري فارس ارسال كرده است. او كه اين شعر را «شجريان زرد است» ناميده با نوشته كوتاهي شروع كرده است كه شعر و نوشته عاملي به شرح زير است:

«در پاسخ به منافقاني که مي‌خواهند با صداي سوخته‌ شجريان مردم ايران را تحقير ‌كنند؛ مردمي كه سرافراز و عاشقند مردمي كه از جنس شقايقند.

گم شدي آوازه خوان پير ما
گم شدي آخر به زير دست و پا
كرد بيگانه تو را ابزار خويش
خود شدي تا نور حق ديوار خويش
ربنايت چون خودت از ياد رفت
خيل شاگردان، هلا! استاد رفت
رفته‌اي از پيش ماها دور حيف
در سر پيري شدي مغرور حيف
مطرب عهد شبابم بوده‌اي
مزه نان و كبابم بوده‌اي
خوب مي‌خواندي صدايت خوب بود
بعد تاج اصفهان مطلوب بود
مي‏زدي چه چه براي شيخ و شاب
با نواي تار و تنبور و رباب
هست ساز اينك ولي آواز نيست
يك در گوشي به سويت باز نيست
تا نپيوندي عزيزم بر زوال
كاشكي بودي مريد اعتدال
مكر آمريكا تو را منفور كرد
زرق و برق غرب چشمت كور كرد
چونكه پيراهن دو تا شد بد شدي
مثل آن مطرب كه بد مي‌زد شدي
«سايه»ات فرموده بود آوازه‌خوان
كه مريد پيردل باش و بمان
ليك ‌اي مطرب دريغا كه غرور
كرد از مردم تو را صد سال دور
وقت پيري ناز كردي با همه
ناز را آغاز كردي با همه
ناز كم كن سوي ملت باز گرد
كم بگو ازيأس اي استاد زرد»

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 23:32  توسط خبرنگار طناز!  |